ایران فارما 97 - ایرانفارما hdvhk thvlh غرفه سازی ارزان
نمایشگاه ایران فارما 97
2018-09-01
معماری-و-جنگ-سوریه-2-بلاگ
چگونه معماری پایه گذار جنگ سوریه شد؟ 2
2018-09-23
معماری-و-جنگ-سوریه-1-بلاگ

معماری-و-جنگ-سوریه-1-بلاگ

چگونه معماری پایه گذار جنگ سوریه شد؟ ( قسمت اول)

معماری و جنگ سوریه — چه چیزی منجر به این جنگ (جنگ سوریه) بی معنی شد؟ در بیشتر سوریه مردم همدیگر رو تحمل می‌کردند، در طول تاریخ به تنوع عادت کرده بودند، با طیف وسیعی از اعتقادات، نژادها و هویت‌ها و رسم و رسوم، و غذاها و کالاها وفق پیدا کرده بودند. چگونه کشورم — کشوری که در اون همه، در هماهنگی با هم زندگی می کردند، و در آرامش اختلافاتشون رو حل می کردن — چگونه این کشور، رو به انحطاطِ جنگ داخلی و خشونت و آوارگی و یک تنفر بی سابقه ی قومی گذاشت؟ عوامل زیادی منجر به این جنگ شد — اجتماعی، سیاسی و اقتصادی. هر کدام نقش خودشون رو بازی کردن. ولی من بر این باورم که یک دلیل کلیدی از قلم افتاده که خیلی هم تحلیلش مهمه، چرا که به شدت تاثیر میذاره، تا اینکه مطمئن بشیم دوباره این اتفاق نیفته. و اون دلیل، معماریه.

معماری و جنگ سوریه

معماری در کشور من نقش مهمی داشته در خلق و هدایت و تشدید درگیریهای بین احزاب این جنگ، و احتمالا در مورد کشورهای دیکه هم صدق میکنه. ارتباط غیر قابل انکاری بین معماری یک محل و شخصیت اجتماعی که در ان محل سکنی گزیده وجود داره. معماری نقش عمده ای در فروپاشی یک جامعه، و یا اتصال آن با هم دارد. جامعه ی سوریه مدتها با همزیستی آداب و سنن مختلف زندگی کرده. سوری ها تجربه ی برکت تجارت آزاد و جوامع پایدار را دارند. آنها معنای واقعی متعلق بودن به یک مکان را با لذت لمس کرده اند، و تمام اینها در فضای ساخت و سازشان نمایان بود، در مساجد و کلیساهایی که پشت به پشت بنا شده بودند، در بازارهای تو در تو و اماکن عمومی، و تمام ابعاد و اندازه ها بر اساس قوانین انسانیت و توازن بود.

معماری-و-جنگ-سوریه-1-بلاگ

معماری و جنگ سوریه

هنور هم این معماری تلفیقی در خرابه ها قابل رویت است. شهر قدیمی اسلامی در سوریه بر گذشته ای چند لایه بنا شده بود، و با آن یکی شده بود و روحش را همراه با جوامعش، در آغوش کشیده بود. مردم با هم کار و زندگی می کردند در جایی که احساس میکردن بهش تعلق دارن جایی که مثل خانه بود. همگی یک وجود واحد رو با هم تقسیم کرده بودن. معماری و جنگ سوریه

ولی در طول قرن اخیر، رفته رفته این تعادل ظریف دستکاری شد؛ اول توسط طراحان شهریِ دوران استعمار، زمانی که فرانسوی ها، مشتاقانه می گشتند و هر آنچه به قول خودشان یک شهرِ نا-مدرنِ سوریه بود را متحول می کردند. خیابان های شهر را منفجر و مجسمه ها را جا به جا می کردند. اسمش را گذاشته بودند پیشرفت، و آنها آغاز یک ازهم گسیختگیِ آهسته و طولانی بودند. شهرسازی سنتی و معماریِ شهرهای ما هویت و تعلق را نه با جدا سازی، بلکه با بافت درهمش تآمین می کرد. ولی در طول زمان، دیرینگی بی ارزش و نوگرایی باب میل شد. توازن فضاهای ساخت و ساز و اماکن اجتماعی زیر عناصر مدرنیته لگدمال شدند– بلوکهای ناتمام و وحشتناکِ بتونی، غفلت، و انهدام زیبایی، یک شهرنشینیِ تکه تکه که اجتماع را بر اساس طبقه، قوم یا دارایی منطقه بندی کرده.

معماری و جنگ سوریه

اتفاقی که برای جامعه هم افتاد. همین که شکل محیط ساخت و ساز تغییر کرد، روش زندگی مردم و و حس تعلق خاطرشان به جامعه نیز شروع به تغییر کرد. از یک ثباتِ باهم بودن، تعلق، معماری تبدیل به یک جدا کننده شد، و جوامع فاصله گرفتند درست از همان بافتی که متحدشان کرده بود، و از روحِ همان محلی که نماینده وجود مشترکشان بود.

در حالی که عوامل زیادی منجر به جنگ سوریه شدند، این مسیر نباید دست کم گرفته شود، که با دامن زدن به هویت و عزت نفس از دست رفته، منطقه بندی شهری و معماریِ غیر-انسانی و گمراه چگونه نفرت و بخش بندیِ قبیله ای را گسترش داد. در گذر زمان، آن شهر متحد مبدل به یک مرکز شهر شد با خرابه نشین هایی دورتا دورش و از آن طرف، جوامع اصیل شدند گروههای اجتماعی متمایز، غریبه با هم و غریبه با محل. از دید من، از دست دادن حس تعلق خاطر به یک مکان و حس تقسیم کردنش با دیگری کار را برای تخریب خیلی راحت تر کرد.

 

پایان قسمت اول از مجموع دو قسمت.
برای مطالعه بیشتر در قسمت دوم روی اینجا کلیک کنید 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1
سلام
در واتس آپ به صورت آنلاین در خدمتتان هستیم.
Powered by